زندگی نامه حضرت حجت الاسلام والمسلمین سید محسن پورفاطمی

زندگینامه حجه الاسلام والمسلمین سید محسن پورفاطمی

  نام مبارک ایشان در شناسنامه سید عبدالمحمد می باشد چنانکه حضرت آیت الله حاج سید حسین (ره)اسم فرزندان پسر خود را سید محمد علی (آقا سید علی)  و سید محمد مهدی (آقا سید مجتبی) و سید مرتضی و مرحوم سید مصطفی نام گذاری کرده که چهار اسم آن از اسم های مبارک رسول خدا و یک اسم آن از اسم مبارک حضرت امیرالمومنین می باشد و تاریخ تولد ایشان 1337 و در هنگام طلوع فجر روز جمعه می باشد.

در بیت قدیمی مرحوم حاج سید محمد حسن جد بزرگوار ایشان متولد شدند مادر بزرگوار ایشان بی بی هاجر فرزند آقا سیدحسن فرزندآقا علی فرزنداقامحمدامین می باشد.دوران کودکی تحت تربیت پدر و  مادر بزرگوار بوده  و در مکتب خانه توسط استاد قرآن حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ احمد عابدی که از مریدان و شاگردان پرورش یافته حضرت آیت الله سید حسین حسینی (ره) بوده و در تمام دوران عمر همراه و همدم آیت الله سید حسین بوده و اسرار و کرامات های آن بزرگوار  در سینه ایشان محفوظ میباشد و شاهد خیلی از این کرامت ها بوده بعنوان معلم خصوصی قرآن انتخاب شد بعد از آن نیز همراه باهم به سفارش  آیت الله سید حسین (ره) به حوزه علمیه امام صادق بوشهر جهت تحصیل اعزام شدند ودر یک حجره و هم مباحثه بودند وبعد ازطی دورس مقدماتی  حوزه مشغول تحصیل اصول و فقه توسط استادانی مانند حجت الاسلام حاج شیخ غلام حسین مجدی و حجت الاسلام شهید شیخ ابوتراب عاشوری و حجت الاسلام شیخ محمد صداقت بهره کافی گرفتند و برای ادامه تحصیل  به شیراز  و حوزه علمیه  آیت الله حکیم  ازمحضر شهید ایت الله  دستغیب استفاده و کتاب رسائل و مکاسب را در آن جا بهره مند شدند وپس از آن جهت انجام تبلیغ وارشاد ومبارزات سیاسی با ر‍ژیم ستم شاهی پهلوی به کاکی مراجعت نمودند و دوران مبارزاتی ایشان در منطقه دشتی زبان زد خاص وعام بوده وازآن جایی که اعلامیه ها وپیام های حضرت امام خمینی (ره) در استان به دست شهیدشیخ ابوتراب عاشوری وجامعه روحانیت  می رسید و سریعا این پیام به منطقه دشتی و شهر کاکی منتقل می شد و در خورموج مرحوم حجت الاسلام  سید موسی ابطحی و در کاکی حضرت حجت الاسلام سید محسن پورفاطمی و آن را در کل منطقه پخش واعلام می کردند و برای هر تظاهرات و راهپیمایی مردم را بسیج می نمودند ومردم کاکی و اطراف آن با شور وعشق و علاقه تمام خطرها را به جان خریدند و پروانه وار دور این سید بزرگوار گرد می آمدندواز همان مجلسی  سید محسن راهپیمایی ها به طرف بازار کاکی و حسینه اعظم و مسجد جامع انجام می شد .

که در دوتا راهپیمایی ها هم توسط نیروهای امنیتی وژاندارمری سابق مورد حمله قرار گرفت که توسط مردان و زنان همیشه در صحنه کاکی یک مرحله با شجاعت  عمه شهید نصیری (فضه نصیری)که چون شیری جلو نظامیان ایستاد واز جان اقا محافظت نمود. ودر مرحله دیگر سید مستجاب الدعوه حاج سید محمد امین فاطمی جلوی نظامیان- که اسلحه کمری را روی سینه اقا سید محسن گرفته بودند وعلی رغم  تذکرات مکرر نظامیان جلو امده واز جان اقاسید محسن محافظت نمودندوحضور آیت الله طاهری در استان بوشهر ودرشهرستان ها و شهر کاکی شور انقلاب را اضافه نموده و در کاکی جمعیت کثیر مردم استان حضور پیدا کرده و پس از سخرانی آیت الله طاهری پذیرایی ناهار آن جمعیت کثیر درمنزل حجت الاسلام پورفاطمی تدارک دیده شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و انحلال پاسگاه ژاندارمری،کمیته انقلاب اسلامی تشکیل گردید که ریئس و مسئول کامل کارهای انقلاب در کاکی به عهده حضرت حجت الاسلام سید محسن پورفاطمی بوده و تمام وسایل و امکانات پاسگاه از جمله سلاح و مهمات های آنها در منزل معظم له انتقال داده شد و جوانان کاکی اعضاء کمیته با آموزش های نظامی آشنا شده و به سلاح ژ3 و یوزی مسلح شدند و تمام منطقه را گشت زنی می کردند و با منافقین و ضد انفلاب مبارزه می کردند وتمام مخارج یک سال نیروی های انقلاب توسط این سید بزرگوار داده می شد و تمام پخت پز غذای شبانه روزی حداقل 60 نفر نیروهای تحت امر از همین منزل تدارک دیده می شد و امنیت کامل منطقه تحت نظرایشان تامین شده بود و مدیریت تمام راهپیمایی های انقلاب و هشت سال دفاع مقدس را داشته و سخنرانی های ماندگارایشان در تمام راهپیمایی ها از جمله دهه فجر روز قدس و 13 آبان،هفته بسیج و مناسبت های مختلف را به نحوی  مطلوب انجام می دادند و یک محور هماهنگی و وحدت در کل منطقه و به فرمان حضرت امام خمینی (ره) بودندوحتی ایشان به حضرت امام در پاریس نامه می نویسند وحمایت خود را از ایشان اعلام می کنند که مستندات آن موجود است در رابطه با حضور در جبهه های جنگ لازم به توضیح است که برادر بزرگ ایشان آقا سید علی وسید کاظم مقدمی جزء اولین نیروهای اعزامی به جبهه در سال 1359 بودند که از کاکی  اعزام شدند و دومین گروه اعزامی برادر کوچک ایشان سید مرتضی بودند که در عملیات حصر آبادان (ثامن الائمه) حضور داشتند و جناب حجت الاسلام سید محسن پورفاطمی در اکثر جبهه های جنوب به دیدار رزمندگان ودر ستاد های فرهنگی و تبلیغی که از طرف حوزه علمیه تدارک دیده می شد حضور پیدا می کردند و باعث شور شعف رزمندگان به ویژه نیروهای منطقه دشتی و کاکی می شدند و دراعزام نیرو و جمع آوری کمک های مردم برای جبهه جنگ یکی از اعضاء  فعال ستاد پشتیبانی جبهه و جنگ بوده است که با کمک های ایشان چند دستگاه خودرو برای جبهه خریداری شدند و پس از رحلت حضرت امام خمینی(ره) و تعیین رهبری حضرت آیت الله خامنه ای توسط خبرگان رهبری ،ایشان اولین کسی بودند که مرجعیت ایشان را در منطقه اعلام کردند در حالی که حوزه علمیه هنوز آیت الله خامنه ای را برای مرجعیت انتخاب نکرده بودند و این هوشیاری و بصیرت و علاقه خاص معظم له به مقام عظمای ولایت را می رساند و افتخار مقلد بودن امام ورهبری را برای خود به عنوان یک طلبه فرض می دانستند

در رابطه با مردم داری و پیگیری مشکلات و کمک به حل مسائل مختلف مردم شبانه روز در حال پیگری بودند و آن مقدار آبرویی که خداوند به ایشان داده بود را خرج در راه فقراء و مساکین و حل مشکلات و اختلافات بین مسلمین کرده بود و اگر در جایی خدایی نکرده قتل سهو یا عمدی صورت می گرفت و سید محسن به عنوان میانجی و مصلح وارد عمل می شد هر دو طرف دعوا مطیع و منقاد نامبرده بوده وبا شعف دل به حل مسئله می پرداختند و بسیاری از پروندهای پیچیده قضایی فقط به دست ایشان حل می شد و این اختصاص به استان بوشهر هم نبود بلکه در سراسر کشور اقاسید محسن را برای حل اختلاف می بردند

اما - بُعد دیگر شخصیت ایشان مستغرق حق بود و در توحید به درجه عمل رسیده بود و خداوند عنایت کرده  و مستجاب الدعوه شده بود و اگر کسی به عنوان مشکل و مریضی و یا هر گرفتاری برای دعا به ایشان مراجه می کرد از خداوند سبحان و مادرش حضرت زهرا (س)کمک می گرفت و نتیجه هم حاصل می شد و کسی نیست که از دست مبارک ایشان بهره وشفا نگرفته باشد و اگر نیت اسخاره میکردی به محض رجوع به قرآن  نیت خود را حاصل می دیدی و خیر شر آن کار را فورا  بیان می کرد و  می شد آنچه باید بشود

- بُعد محبت احترام به مردم زبان زده عام وخاص بود؛برایش فرق نمی کرد وزیر باشی یا وکیل ،فقیر باشی یا غنی بزرگ باشی یا کودک پیر باشی یا جوان ،زن باشی یا مرد همه را و همه را با احترام وتواضع تمام قامت می ایستاد و دست یک یک افراد را می بوسید و فرقی برای کسی قائل نبود با مهربانی استقبال می کرد و با گرمی بدرقه می نمود دست خالی از حضورش بیرون نمی رفتی و حتما هدایا و لطف او شامل تو می شد.

-اما مجلسی سید محسن آن خانه گلی و بعدا گچی آن سید بزرگوار که از جد و پدرش به ارث رسیده و همیشه اوقات آن نوای قرآن و روضه در آن طنین انداز می شد وملجا و پناگاه مردم می باشد،دیوار و حصار ندارد به خیابان وصل است تعطیلی ندارد شبانه روز درب آن برای همه باز است  صبحانه ،نهارو شام مدام برای همه گسترده است این خانه را در هیچ جای دنیا   نمی توانی پیدا کنی قطعا حاتم طایی درب این خانه زانو می زند مهمان نوازی ایشان به ابراهیم خلیل و امام حسن مجتبی (ع) جد بزرگوارش شباهت دارد میتوان ادعا کرد که هیچ صبحانه ،ناهار و شامی را تنها نخورده است.

سفربه مشهد

- هر ساله با یک دستگاه مینی بوس با خانوده از کاکی به طرف مشهد مقدس حرکت می کرد مثل پدر بزرگواش حضرت ایت الله حاج سید حسین (ره)که این کار را انجام می داد از منطقه کاکی که خارج می شد تمام دوستان در مسیر راه را بازدید می کرد و مهمان می شد و در آنجا  با دعا و دم مسیحایی خودش مردم را بهرمند می کرد و در مشهد مقدس یک ساختمان مستقل می گرفت و مهمانسرای خود را برای زائرین هم شهری یا غریب اختصاص می داد و در مسافرت هم مهمانداری او دایر بود این از عجایب روزگار می باشد.

یک کرامت از اقاسید محسن

- کراماتی که از ایشان نقل می شود  قابل شمارش نیست و بنا به فرمایش حضرت امام خمینی (ره) به فرزند حاج سید احمد( پسرم  آنچه در درجه اول به تو وصیت می کنم آن است که انکار مقامات اهل معرفت  نکنی که این شیوه جهال است و از معاشرت با منکرین مقامات  اولیاء بپرهیز که اینان قطاع طریق حق هستند) اگر بخواهیم بُعد معنوی و عرفانی و کرامات صادر از ایشان بنویسیم  خیلی از این افراد ظرفیت پذیرش آن را ندارند چرا که این خانواده، خانواده  کرامت و شرفت می باشند. فقط یک نمونه از آن را برای اختصار بیان می کنیم  که این قضیه توسط حضرت حجت الاسلام حاج شیخ احمد عابدی به این صورت نقل شده و آقا سید علی برادر بزرگوارش شاهد است.

- زنی از اهل اصفهان  که هرگز سید بزرگوار را ندیده بود شبانه خواب می بیند که سید محسن به ایشان فرمودند بیا کاکی منزل ما خداوند مشکل تو را حل می کند و ایشان دچار بیماری سرطان روده بودند از خواب که بیدار میشود به شوهرش می گوید من چنین خوابی دیده ام  و شخصی به نام سید محسن از کاکی مرا برای شفاء به کاکی دعوت کرده بیا کاکی را پیدا کنیم و برویم و شوهر ایشان کاکی را که جزء استان بوشهر بوده  پیدا می کند و سئوال کنان به شهر کاکی  و منزل سید محسن می آید  هنوز خدمت آقا نرسیده بود زیردرخت کنار درب مجلسی همین که چشمش به آقا می افتد و از دوراو را می بیند می گوید این همان است که در خواب دیده ام  و وارد مجلسی می شود  و شرح حال خود را به سید محسن می گوید  و از دست مبارک ایشان یک دعا برداشته و به اصفهان مراجعت می کند پس از چندی اعلام می کند که به اطباء مراجعه کرده ام و گفته اند که مرض شما کاملا برطرف شده و شما دیگر بیماری سرطان روده ندارید.

ویژگی های بارز حجه الاسلام سید محسن پورفاطمی

1-     تلاوت شبانه روزی قرآن = علاوه بر تلاوت مداوم قرآن بعد از هر نماز به محض فراغت از امورات مردمی در اولین فرصت که بیکار می شد در همان جایگاه مجلسی خود به طور مرتب قرائت قرآن را انجام می داد و همیشه یک قرآن و رحل بزرگ مخصوص خودش مشاهده می کردی این تلاوت قرآن حتی در مسافرت های طولانی زیارت ها هم بطور مرتب ادامه می داد در مینی بوس یا اتوبوس هم یک قرآن و مفاتیح همیشه همراهش بود.

2-    تلاوت روزانه دعاهای روز و هفته و بویژه زیارت عاشورا و سایر ائمه از جمله زیارت جامعه کبیره و دعای عهد و دعای کمیل و دعای توسل و ندبه و ...

3-   اقامه نماز شب، عادت ویژه معظم اله این بود که تا حدود ساعت 8 الی 9 شب از مجلسی به اندرونی می رفت و زود استراحت می کرد برای نماز شب بیدار می شد.

4-    برگزاری مراسمات ویژه سال از جمله تولد و شهادت ائمه (ع)بویژه گرامی داشت ایام ماه مبارک رمضان و ماه محرم و صفر که یک محفل دائمی و همیشگی و آباء و اجدادی ایشان بوده و مجلسی یکی از سه مرکز اصلی کاکی (حسینیه اعظم- منزل مرحوم حاج سید رضا پدر حاج سید محمد امین عموی ایشان و مجلسی پدر بزرگوارش) برگزاری مراسمات کاکی از ادوار گذشته بوده.

5-    کمک به فقراء (ویطعمونَ الطعام علی حُبهِ مسکیناً و یتیماً و اسیراً) این صفات حضرت امیرالمؤمنین علی علیه الاسلام و خانواده او در سوره دهر را این خانواده به ارث برده بودند اگر در یک شهر یا روستا کمک نقدی یا مالی دریافت می کرد هنوز به منزل نرسیده در روستای بعدی در دیدار با فقراء آن را می بخشید- سید محسن مثل باران بود هرکجا پا می گذاشت خیر و برکات ریزش می کرد.

6-    اطعام به فقراء و مساکین- آن دستور قرآن که باید از آشپزخانه و دستپخت خانه خودت فقراء را اطعام کنی تا به بهشت برسی و در جواب اهل جهنم که علت جهنمی بودن خود را اطعام نکردن فقراء بیان می کنند- آشپزخانه (مطبخ) این سید جلیل القدر هیچگاه تعطیلی نداشت از ساعت 6 صبح الی 8 برنامه صبحانه دایر بود و بویژه پخت نان مُحلی و صبحانه دشتی مشهور به( بانو )که باید حتما گرم و تازه آماده شده باشد و اخیرا نان نانوایی پیدا شده و اکثر اوقات نان مُحلی بود و برنامه ناهار از بعد از نماز عصر تا آخرین مهمان پذیرایی می شد و برنامه شام هم تا حدود ساعت 8 شب دایر بوده که اکثر کسانی که معمولا به این مجلسی آشنایی دارند برنامه غذایی آنجا را می دانند و غذای این مطبخ خانه یک بو و مزه خاصی می دهد که با غذاهای دیگر متمایز است و شاید به برکت آن دعاها و نفسِ پاک  آن سیده علویه همسر معظم له هست که در هنگام طبخ غذا بر آن می خواند.

7-    بُعد مردم داری- همدم و هم راز مردم بود اگر کسی در گوشه ای از این آب و خاک دشتی و استان بوشهر حتی سایر استانها برایش مشکلی پیش می آمد بدهکاری. مریضی، مشکل قضایی، اختلاف خانوادگی ، مشکل در کارهای اداری و دولتی گره در کارش پیدا شده و بود و یا به هر دلیلی مشکلاتی به او فشار آورده  بود یک پشتیبان و مجلا و پناهگاه سراغ داشت فورا می گفت می روم پیش سید محسن و الحق سید محسن هم کوتاهی نمی کرد و فوراً گره گشایی می کرد و دلداری، واسطه گری     می کرد و فداکاری، آنقدر همّت می کرد تا با اشاره او مشکل حل شود.

8-   در بُعد سیاسی و اجتماعی خود را مسئول نظارت بر کارتمام مسئولین شهر کاکی می دانست اگر مسئولی کوتاهی می کرد حتی المقدور با ارشاد و راهنمایی به او تذکر می داد و برای اصلاح روش او و خدمت به مردم اصرار می ورزید و اگر نتیجه حاصل نمی شد از طریق مسئولین و مقامات مافوق اقدام می کرد و بایک کلام می گفت این فردی که برای کاکی مسئولیت داده اید خیلی خوب است و بردارید جای بهتری بگذارید و به ما فرد عادی و معمولی تر بدهید این نمی تواند با مردم ما همراهی کند لذا همیشه دغدغه کار مردم داشت و مردم هم هرگاه از مسئولین رنجیده می شدند و احیاناً دسترسی به نماینده محترم مجلس جناب آقای پورفاطمی نداشتند فوراً سراغ حجه الاسلام سید محسن (ره) را می گرفتند و فورا سید محسن با ارتباط با نماینده مجلس مشکلات آنها را انتقال می داد و برای حصول نتیجه مرتب پیگیری می کرد- در تمام انتخابات هایی که جمهوری اسلامی برگزار نموده اعم از مجلس شورای اسلامی، خبرگان رهبری، و یا ریاست  جمهوری افراد برجسته  و گوش به فرمان امام ومقام معظم رهبری رامعرفی می نمودند و کافی بود که مردم کاکی کسی را انتخاب کنند سایر شهرها و شهرستانها به تبع آن، آن کاندید ا را انتخاب می کردند و همیشه کاکی و مردمانش و سادات آن را بعنوان مردان و زنان با شور و شوق سیاسی و فعال می شناسند که آراءمردم منطقه گواه این موضوع می باشد. یکی دیگراز فعالیتهای معظم له حمایت جدی از ائمه جمعه وحضورایشان در صف اول نماز جمعه باعث وحدت وهمبستگی همه ی اقشار مردم می شد قبل از حضور امام جمعه در کاکی بیش از30 سال امامت نماز عیدفطر به عهده ایشان بود و خاطره شیرین آن روز ها در یاد مردم هیچ وقت فراموش نمی شود وخیلی ها با افتخار وصیت می کردند پس از مرگشان آقا سید محسن برجنازه شان نماز میت بگذارد

9-    از جمله خدمات ارزنده معظم اله تشکیل صندوق قرض الحسنه حضرت مهدی (عج) در شهر کاکی بود که از اعضای اصلی و بنیانگذار آن بود و در آن سالها که هنوز بانکی در کاکی مستقر نشده بود با افتتاح این صندوق و عضویت مردم در آن و انجام خدمات آثار ارزنده ای داشت.

10-  بُعد عشق و علاقه ویژه به امام حسین علیه الاسلام که علاوه بر برگزاری مراسمات ویژه در کاکی در ایام ماه محرم و صفر هرگاه یک روحانی در مجلس ایشان حضور پیدا می کرد فورا امر می فرمودند یک مجلس روضه بخوان و نیاز به مقدمات چندانی نداشت و منبر و مستمع همیشه آماده بود و دوستان روحانی ایشان این افتخار را داشتند که امر این سید جلیل القدر را اجابت نموده و برای تبرک حتما روضه را بخواند و این سنت و روش پدر بزرگوارش آیت الله حاج سید حسین (ره) را خوب تداوم بخشید.

11-  عشق به سفر در جوار ائمه علیه الاسلام و مسافرت های مکرر به کربلای معلاء و سوریه که بیش از 4سفر زیارتی با خانواده به کربلا داشتند که اولین بار یک کاروان 72 نفره تشکیل شد و در خرداد 1381 که هنوز حکومت صدام بعث برقرار بود که به زیارت امام حسین علیه الاسلام نائل شد و شور و اشتیاقی به همراهی ایشان در مردم ایجاد شده بود که مردم لحظه شماری می کردند که در کاروانی اسم بنویسند که همراه آنها سید محسن باشد.

لذا مردم حسن معاشرت و همسفری با سید محسن را از بهترین خاطرات عمر خود می دانند واین مردم کاکی از زمان  آزاد شدن سفر کربلا می توان گفت بیشترین استقبال و حضور در کربلا  را تجربه کرده  اند و کمتر خانه ای پیدا می شود که به زیارت کربلا نرفته باشد و سید محسن همه را دعوت به رفتن به کربلا می کرد  ودقیقا اینطور بیان می کردند  که: همه همه باید برویم کربلا.

وقتی سخن سید محسن را می شنیدی یک لحظه میخواستی بگویی اقاجان پولش را از کجا بیاورم زبانت بند می شد با خودت می گفتی این دعوتنامه امام حسین(ع) است که از زبان سید محسن جاری شده لذا خدا کمک می کرد و وقتی نگاه می کردی که کربلایی و داری با آقا سید محسن، حرم امام حسین(ع) رازیارت می کنی.

12-بُعد مهم دیگر زندگی همسر نمونه وشایسته ایشان است او با همکاری و همراهی با آقاسیدمحسن برای مهمانوازی ومردمداری سنگ تمام گذاشتند وچون فاطمه زهرا(س) دست سخاوت وبخشش دارند واز دامن همین بانو ،که دختر سید جلیل القدرحاج سید محمد می باشند، فرزندان صالحی پرورش یافتند گه پسران آقا سید محسن اولین آنها آقا سید ابوالحسن که دارای تحصیلات کارشناسی ادبیات هستند ودر عسلویه مشغول خدمت رسانی به کشورمان است

فرزند دوم ایشان حجت الاسلام حاج سید محمد (موسی )حدود شش سالی است که طلبه حوزه علمیه قم هستند واز نظر سیر وسلوک الی الله با پدرش تفاوتی ندارد وهمان اخلاق وساده زیستی صفا وصداقت وهمان چهره دلربا وجذاب اقا سید محسن را برایمان تداعی می کند و انسان مبهوت می ماند از کار خدای بزرگ که چگونه جایگزینی را انتخاب می نماید و این آرامش را به انسان می دهد که برای هر صالحی جانشینی را انتخاب می کند، پسر سوم معظم له آقاسید محمد کاظم که تحصیلات کارشناس روانشناسی بالینی است ،سخنران ومولف چند کتاب می باشد ومشغول تحقیق ومطالعه است.

سید محسن دارای 4دختر هستند که دختر  بزرگ سید که دارای مدرک کاردانی تربیت معلم قرآن هستند وکلاسهای قرآن را درخانه برای همه ی رده ی سنی برای دختران وبانوان بصورت رایگان برپا نموده اند ویکی از دختران سید، طلبه با اخلاق وبرجسته حوزه علمیه کنگان است ودوره کارشناسی را به پایان برده و اقدام به تدریس علوم قرآن و مفاهیم می نماید و دختر دیگر معظم له دارای تحصیلات در رشته شیمی کاربردی ومهندسی صنایع غذایی را به اتمام رسانیده اند ومدرک تربیت معلم قرآن دارند و وفعالیت مهم قرآنی از جمله تدریس تجوید وترتیل و مفاهیم قرآن را در موسسه جنات النعیم به عهده دارندویکی دیگر از دختران آقا که وابستگی شدیدی به آقا داشتند و مورد علاقه خاص آقا بودند به امورات شخصی پدر توجه ویژه نشان می داد ومراقبتهای ویژه ای نسبت به پدر بزرگوارش انجام می دادند و هم در امور مهمانداری مثل فرشته ای به کمک مادر بزرگوارشان می شتافتند .

سید محسن دارای دو نوه پسری به نامهای بی بی زهرا وبی بی مرضیه پورفاطمی وچهار نوه دختری به نامهای سید محمد هادی وسید ابوالفضل  مقدمی  وسید علیرضا و بشرا سادات فاطمی می باشند.

13-بُعد مهم وقابل توجه صبر وبردباری ایشان می باشد که به هیچ وجه نمی شود از کنار آن به سادگی رد شد واین سید جلیل القدر به حکم آیه واستعینوابالصبروالصلوه عمل نمودند هرگاه در زندگانی دچار سختی می شدند از این دو رکن مهم که قرآن سفارش کرده مدد می جستند در دوران 36ساله، پس از انقلاب سختی وناملایمات زیادی پیش می آمد از جمله اختلافات آراء در سطح منطقه و رقابتهای انتخاباتی شدید که بعضی از افراد نسبت به ساحت مقدس آن سید بزرگوار کم لطفی می کردند، و به سید اظهارات ناراحت کننده بیان می کردند و آن سید از دوستانش که سخت از این بدگوییها برآشفته می شدند درخواست صبر می کرند وهمین افراد بعد از انتخابات نزد معظم له حاضر می شدند و سید ذره ای ناراحتی وکدورت به دل نداشت ومثل قبل برادر وار درکنار آنها می نشست که واقعا انسان وقتی این صحنه ها را می دید به یاد رفتارپیامبر(ص) می افتاد .

14-بُعد عشق وشور زاید الوصف ایشان به مولا حجت ابن الحسن العسکری(عج) بود که او را وادار کرده بود دعای عهدش را روزانه تلاوت کند و به همین بهانه راهی روستاهای اطراف در شهرستانهای مختلف بوی‍‍ژه دشتی و تنگستان و دیر و کنگان در مساجد کوچک روستاها با همان تعداد اندک نماز گذاران نماز جماعت بر پا می کرد و با سخنرانی و بیان احکام و فضایل ائمه (ع) همه را بهره مند می نمود و آخرین سخنرانی و روضه خوانی ایشان یک روز قبل از بیماری در روستای باغان، محله ی غرب رودخانه بوده که قسمتی از نوار فیلم آن موجود است.

 15-ویژگی بارز ایشان حضوردرکنار مردم حادثه دیده ومصیبت دیده بود که حضور مبارک ایشان تسکینی برای دل داغداران بود کمتر مراسم فاتحه ای در استان بود که این سید حضور نداشته باشد

16-از دیگرویژگیهای بارز این سید بزرگوار که نادر ومثال زدنی است ادب واحترام ویژه به برادرانش مخصوصا حضرت حجت الاسلام اقا سید علی پورفاطمیان برادر یزرگ ایشان که همیشه همراه وهمدم هم بودند در اکثر مسافرتها دونفری همدوش هم بودند انسان به ادب این دو بزرگوار نسبت به هم غبطه می خورد چنان درکنار هم در مجلسی بطور یکسان از مردم پذیرایی می کردند که کسی احساس نمی کرد کدام افضل است چنان نسبت به اقا سید علی ادب واحترام می کرد که به پدر بزرگوار ش حضرت آیت الله حاج سید حسین  رضوان الله علیه احترام می کرد یک قدم جلوی آقا علی حرکت نمی کرد وبدون ایشان حتی دست به غذا نمی زد ودر همه مجالس اقاسید علی را درصدر مجلس قرار می داد وهیچگاه دیده نشد که حرفی وکلامی بالاتر وبعد از نظر اقا سید علی بیان نماید ومی فرمود هرچه اقاسید علی بفرمایند همان عمل کنید وادب وکرامت وبزرگی دررفتار نسبت به برادر مایه درس همه بود .

اما عشق وعلاقه ای که به اخوی ارجمندش حجت الاسلام حاج اقاپورفاطمی نماینده محبوب ومردمی داشت زاید الوصف بود همه هستی ووجود خود را درخدمت برادر قرار داده بود هرکجا سید محسن قدم می گذاشت مردم او را رابط خود با نماینده می دانستند وحتی در بیمارستان ودر شرایط بیماری توصیه به حل کردن مشکلات مردم را به ایشان داشتند و مرتب می گفتند مشکل فلانی را حل کردی کار فلانی را جور کردی واما برای برادرش سیدمرتضی به منزله پدری مهربان محسوب می شد درحالیکه آقا سیدمرتضی از نظر سنی خیلی از ایشان کوچکتر بوداما در امور مختلف و مهم .نظرایشان  را ارجح می دانست و برای آقا سید مرتضی احترام خاصی قائل بود. واین احترام وعشق وعلاقه چهار برادر بزرگوار نسبت به هم اوج اخوت وهمدلی مهربانی را به منصه ظهور رسانده بود وموجب فخرومباهات این خانواده می باشد.                                       

روزهای آخر وآخرین ها

آخرین حضور سیاسی:شرکت در راهپیمایی22بهمن1392شهر کاکی یادچهره بشاش ونورانی اش در این مراسم بخیر .

آخرین حضور فرهنگی وتبلیغی:اقا سید محسن طبق عادت همیشه اش که روزهای مختلف ماه برای تبلیغ دین به روستاهها می رفت و سخرانی وروضه و نماز جماعت داشت.روز چهارشنبه23 بهمن1392 اخرین اقامه نماز جماعت .سخرانی وروضه خوانی اش را در روستای باغان مسجد غرب رودخانه برگزار نمود.

آخرین نماز:در مجلسی روی همان گلیم های ساده قدیمی که به روش آیت الله حاج سید حسین پدر بزرگوارسیدمحسن کسی حق نداشت آن راتعویض کند روی همانهااخرین نماز مغرب وعشایش را شب سه شنبه28/11/92اقامه نمود.وبا مجلسی محل ملاقات ومهمان داری وروضه خوانی اش ومسجدالنبی سنگرعبادی وسیاسی ومحل سخنرانی خداحافظی کرد.

آخرین دیدار همه ما واولین روز یتیمی مان:29/11/92تاریخ خاصی که از هر طرف بخوانی همان است وبیشتراز این ما لایق وجود شریف ایشان نبودیم.

روز تشییع: عصر چهارشنبه 30/11/92روزاقیانوس شدن دریای عزاداران و بنا به فرمایش آیت الله حسینی بوشهری مسئول حوزه های علمیه کشورکه:حقیقتاتشییع جنازه ای بی سابقه وعجیب وشگفت انگیز و بی نظیر بود.

وهمه ناباورانه پاره ای از جانمان را به خاک سپردیم خاک عزا از زمین وآسمان برسرمان بارید.

 

در پایان شرح حال این سید بزرگوار همین اندازه اشاره کنیم که اگر بخواهیم کرامات وخدمات وفعالیتها وارشادات وصفا وصمیمیت سید محسن را به رشته تحریر در آوریم مثنوی هفتاد من کاغذ می شود وشرح وبیان آن از عهده ی هیچکس برنمی آید همین اندازه بنویسیم که سید محسن به تمام معنا محسن بود، او فانی فی الله شد ومصداق آیه یا ایتها النفس مطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فدخلی فی عبادی وادخلی جنتی شد وهمه مردم منطقه کاکی ودشتی واستان بوشهر از حضور او محروم شد واین ضایعه بزرگ غیر قابل جبران شد والحق هم مردم خوب وباصفا ی استان بوشهر ومخصوصامردم قدردان شهر کاکی خوب وفاداری کردند وحضور مردم درسه روزی که دربیمارستان بنت الهدی بستری بود باعث شد شیرینی دیدار خصوصی وتلخی وداع را برای همیشه درصفحات ذهن خود ثبت نمایند و امواج بیکران مردمی که در مراسم تشییع جنازه شرف حضور پیدا کردند قابل وصف نیست و دریای خروشان عواطف و احساسات امواج مردم نالان و سر درگریبان عاشقانه سوخته و سر از پا نشناخته، هر کس یک طور احساسات خود را اظهار می کرد و همه خود را در جمعیت گم کرده بودند، فقط تا چشم کار می کرد جمعیت بود همه نالان و بی تاب بودند گویا قیامت شده بود هر کس شعری می گفت و نوحه سر می داد بی اختیار اشک جاری بود اما سید محسن بود که در قلوب مردم جا گرفته بود به ملاء اعلاء پیوست و جاودانه شد و اکنون که از دست ما رفته خلاء آن را احساس می کنیم.

تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی

 

 

 

 

 

 

 

شعری برای مردی که با نفسش مهربانی پخش می کرد ودستانش همیشه بوی سخاوت داشت
شعری برای سید محسن پورفاطمی عزیز

سروده:لطیفه زارعی

سید محسن دلم رفت، حلال مشکلم رفت                            خون شد دلم خدایا انسان کاملم رفت
شد مجلسی* پریشان ،غمگین وزار ونالان                         حلُ المسائلم رفت ، آن شور محفلم رفت
آئینه بود وچشمه ،آبی برای تشنه                                     من تشنه لب چه سازم، سقای این دلم رفت
قاضی شهر بودش ، کشتی بحر بودش                                مواج و بیمناکم ، آرام ساحلم رفت
آقا وبی بی ما ،همچون علی وزهرا                                     بخشنده وشکیبا،آن پاکحاصلم رفت
بابای من تو بودی ، بابای ما تو بودی                                  بابای خانه ی دل ،آن نور منزلم رفت
این شهر بی پدر شد ، صد شهر دربدر شد                         والی شهر دلها ،شیرین شمایلم رفت
حاج سید محمد ما، ای نور ناب آقا                                  آبی بزن برآتش ، آن سلم سالمم رفت
مهدی پاک زهرا، اکنون نگر تو مارا                                خواه از خدا صبوری ،آرامش دلم رفت

گردآوری ونویسنده :حاج احمد زارعی،مسئول موسسه قرآنی مردمی جنات النعیم کاکی

و با همکاری حجه الاسلام و المسلمین  حاج شیخ احمد عابدی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وهمه با هم خواندیم:

 خداحافظ ای سید خوب ما                                            خداحافظ ای یار محبوب ما

خداحافظ ای آشنای همه                                             خداحافظ ای سرپنای همه

خداحافظ ای ذکرقرآن تو                                            خداحافظ ای نور ایمان تو

خداحافظ ای بهرماهاپدر                                             خداحافظ ای بی تو مادربدر

خداحافظ ای سید باوفا                                               خداحافظ ای گنجمهروصفا

  خداحافظ آمحسن مهربان                                         خداحافظ آمحسن خوش بیان

خداحافظ ای سیدخوب ما                                       خداحافظ ای یار محبوب ما

 

شعراز:لطیفه زارعی

 

/ 1 نظر / 307 بازدید
هراطلاعاتی میخوای اینجا هست

با سلام.... خواهان تبادل لینک با وبلاگ زیبای شما هستیم. خواستی برو به قسمت تبادل لینک تو انتهای ستون سمت راست روی ارسال لینک کلیک کن راهنماروبخون انجام بده اتوماتیک توسایتم لینک شو میدونی که تبادل لینک چقد تو بالا بردن رتبه سایت مهم این قسمتم میتونی بری http://moejezat.mihanblog.com/extrapage/1